2-  نماز وسيله شستشوي از گناهان و مغفرت و آمرزش الهي  است چرا که خواه ناخواه انسان را دعوت به توبه و اصلاح گذشته مي کند، لذا در حديثي مي خوانيم که پيامبراکرم از يکي از ياران خود سوال کرد: اگر بردر خانه يکي از شما نهري ازآب صاف و پاکيزه باشد و در هر روز پنج بار خود را درآن شستشو بدهيد ، آيا چيزي از آلودگي و کثافت در بدن شما مي ماند؟ درپاسخ عرض کرد : نه ! فرمود نماز درست همانند اين آب جاري است ، هرروز که انسان نمازي مي خواند گناهاني در بين دو نماز او انجام شده است از بين مي رود.

3-  نماز سدي در برابر گناهان آينده است چرا که روح ايمان را درانسان تقويت مي کند و نهال تقوي را در دل پرورش مي دهد، و مي دانيم ايمان و تقوي نيرومندترين سد در برابر گناه است و اين همان چيزي است که در آيه فوق به عنوان نهي از فحشا و منکر بيان شده است. در احاديث مختلف مي خوانيم که افراد گناهکاري بودند که شرح حال آنها را براي پيشوايان اسلام بيان کردند ، پيشوايان فرمودند : غم مخوريد ، نماز آنها را اصلاح مي کندو کرد.

4-  نماز غفلت زداست؛ بزرگتين مصيبت براي رهروان راه حق آن است که هدف از آفرينش خود را فراموش مي کنندو غرق در زندگي مادي و لذايذ زودگذر مي گردند اما نماز به حکم اين که در فواصل مختلف و در هر شبانه روز پنج مرتبه انجام مي شود ، مرتبا انسان را اخطار مي دهدو هدف آفرينش او را به او گوشزد مي کند و اين نعمت بزرگي است که خدا در اختيار انسان قرار داده است.

5-  نماز خودبيني و کبر را مي شکند چرا که انسان هفده رکعت در هر شبانه روز و در هر رکعت دوبار پيشاني بر خاک در برابر خدا مي گذارد ، خود را ذره اي در برابر عظمت او مي بيند . پرده هاي غرور و خودخواهي را کنار مي گذارد به همين دليل امام علي بعد از ايمان نخستين عبادت را که نماز است با همين هدف تبيين مي کند و مي فرمايد: خداوند ايمان را براي پاکسازي انسان از شک واجب کرده و نماز را براي پاکسازي از کبر.

6-  نماز وسيله پرورش فضايل اخلاقي و تکامل معنوي انسان است ، چرا که انسان را از جهان محدود ماده و چهارديوار عالم طبيعت بيرون مي برد، به ملکوت آسمانها دعوت مي کندو با فرشتگان هم صدا و هم آواز مي سازد ، خود را بدون نياز به هيچ واسطه در برابر خدا مي بيند و با او به گفتگو مي نشيند، تکرار اين عمل در شبانه روز آن هم با تکيه روي صفات خدا ، رحمانيت و رحيميت و عظمت او مخصوصا با کمک گرفتن از سوره هاي مختلف قرآن بعدا از حمد که بهترين دعوت کننده به سوي نيکي ها و پاکي ها است اثر قابل ملاحظه اي در پرورش فضايل اخلاقي در وجود انسان دارد.

لذا در حديثي از امام علي (ع) مي خوانيم که در فلسفه نماز فرمودند: نماز وسيله اي براي تقرب هر پرهيزگاري به خدا است.

7-  نماز به سايراعمال انسان ارزش و روح مي دهد چرا که نماز روح اخلاص را زنده مي کند؛ زيرا نماز مجموعه اي است از نيت خالص و گفتارپاک و اعمال خالصانه ، تکرار اين مجموع در شبانه روز بذر سايراعمال نيک را در جان انسان مي پاشد و روح اخلاص را تقويت مي کند لذا در حديثي معروف مي خوانيم که اميرمومنان علي (ع) در وصاياي خود بعد از آنکه فرق مبارکش با شمشير ابن ملجم جنايتکار شکافته شد فرمودند: خدارا ، خدا را، درباره نماز، چرا که ستون دين شماست.

مي دانيم هنگامي که عمود خيمه در هم بشکند يا سقوط بکند هرقدر طناب ها و ميخ هاي اطراف محکم باشد اثري ندارد ، همچنين هنگامي که ارتباط بندگان با خدا از طريق نماز از ميان برود اعمال ديگر خود را از دست مي دهد . در حديثي از امام صادق (ع) مي خوانيم: نخستين چيزي که در قيامت از بندگان حساب مي شود نماز است اگر مقبول افتد ساير اعمالشان قبول مي شود و اگر مردود شد ساير اعمال نيز مردود مي شود.

شايد دليل اين سخن آن باشد که نماز رمز ارتباط خلق با خالق است اگر بطور صحيح انجام گردد قصدقربت و اخلاص که وسيله قبولي ساير اعمال است در او زنده مي شود و گرنه بقيه اعمال او مشوب وآلوده مي گردد و از درجه اعتبار ساقط مي گردد.  

8-  نماز قطع نظر از محتواي خودش با توجه به شرايط صحت ، دعوت به پاک سازي زندگي مي کند، چرا که مي دانيم مکان نمازگزار ، لباس نمازگزار ، فرشي که بر روي آن نماز مي خواند ، آبي که با آن وضو مي گيردو غسل مي کند ، محلي که در آنجا وضو و غسل مي کند بايد از هرگونه غصب و تجاوز به حقوق ديگران پاک باشد. کسي که آلوده به تجاوز و ظلم، ربا، غصب ، کم فروشي، رشوه خواري و کسب مال حرام باشد چگونه مي تواند مقدمات نماز را فراهم کند . بنابراين تکرار نماز در پنج نوبت در شبانه روز خود دعوتي به سوي رعايت حقوق ديگران.

 

9-  نماز علاوه بر شرايط صحت، شرايط قبول و شرايط کمال داردکه رعايت آن ها نيز يک عامل موثر ديگر براي ترک بسياري از گناهان است، درکتب فقهي و منابع حديثي امور زيادي به عنوان موانع قبول نماز ذکرشده است از جمله مساله شرب خمر است که در روايات آمده است: نماز شراب خوار تا چهل روز مقبول نمی افتد مگر اينکه توبه کند.

و در روايات متعددي مي خوانيم از جمله کساني که نماز آنها قبول نخواهد شد پيشواي ستمگران است.

در بعضي از روايات تصريح شده که نماز کسي که زکات نمي دهد قبول نخواهد شد . و همچنين روايات ديگري مي گويد: خوردن غذا حرام يا عجب و خود بيني از موانع قبول نماز است. پيداست که فراهم آوردن اين شرايط قبولي تا چه حد سازنده است.

10- نماز روح انضباط را در انسان تقويت مي کند ، چرا که دقيقا بايد در اوقات معيني انجام گيرد که تاخير و تقديم آن هردو موجب بطلان نماز است و همچنين آداب و احکام ديگر در مورد نيت و قيام و رکوع و سجود و قعود و مانند اينها که رعايت آنها ، پذيرش انضباط را در برنامه هاي زندگي کاملا آسان مي سازد.

11-حرکت انسان بسوي کارهاي خير و حرکت بسوي خير مطلق

در اذان و اقامه چهار مرتبه گفته مي شود: بشتاب براي نماز که بهترين کارهاست.

جامعه اي بسوي معنويات مي گرايد که در آنها کارهاي خير و عام المنفعه مورد توجه باشد ، زيرا انجام آنها نيز محبوب خداوند است و انسان را به خداوند نزديک مي سازد.

پيامبراکرم مي فرمايند: محبوب ترين بندگان نزد خداوند عزوجل کسي است که نفعش به بندگان خدا بيشتر برسد و حقوق خداوند را بيشتر رعايت کند و کارهاي خير و انجام آنها را در ديدگاه مردم محبوب سازد.

12-  خيرخواهي نسبت به ديگران و دعا براي آنها

در نماز براي همه انسانها طلب هدايت کرده و را ه راست را از خداوند مي خواهد.

13- ارتباط قلبي انسان با پيامبر(ص) و مخلصان و صالحان در کل جهان

درسلام هاي نماز اعلام همبستگي خويش را با پيامبر اکرم و مخلصان و صالحان جهان مي نماييم.

 

14- تولي و تبري

در نماز با گفتن ((اياک نعبد و اياک نستعين ، اهدنا الصراط المستقيم صراط الذين انعمت عليهم )) و همچنين سلام ها و .... ولايت و دوستي حضرت حق و انبيا و صديقين و شهدا و صالحين را هدف قرار داده و بدان سوي حرکت مي نماييم و با گفتن ((غيرالمغضوب عليهم و لاالضالين)) از راه و روش مغضوبين و رانده شده ها و گمراهان بيزاري و تبري مي جوييم.

15- آرامش قلبي و قدرت روحي

قرآن ياد خدا را تنها عامل آرامبخش دلها معرفي کرده است. تاثير توجه به خداوند در ايجاد آرامش قلبي از اين جهت است که:

اولا خداوند هدف نهايي فطرت انسان است و انسان خود به خود در طلب اين اين مطلوب نهايي در تب و تاب است و تا به آن نرسد آرام و قرار نمي گيرد و راضي نمي شود.

ثانيا ، کسيکه توجه به خداوند ندارد، طبعا توجه او به دنيا و برخورداري هاي مادي و ظاهري است، چنين فرد هر قدر در جهت کسب نعمتهاي دنيايي تلاش کند و به بهره هاي فراواني دست بيابد هرگز راضي نمي شود و در حسرت چيزهاي است که ندارد ، از طرف ديگر از اين که نعمتهاي موجودش دستخوش آفات شده و زايل شوند نيز همواره در بيم و هراس است لذا هرگز روي راحتي و آسايش را نمي بيند و دلش آرام و قرار ندارد و در مواجهه با مصائب و مشکلات نيز به سرعت دستخوش اندوه و تالمات روحي مي شود.

16- نورانيت دل و عقل در تعاليم اسلامي از ياد خداوند به عنوان نور دلها و جلا قلوب و حيات دلها تعبير شده است.

17- توجه انسان به روز قيامت و اين که آن دنيا نتيجه اعمال اين دنيا است.

در نماز با گفتن (مالک يوم الدين) انسان به ياد قيامت و عظمت آن روز مي افتد . با اين که خداوند مالک اين جهان و آن جهان است (مالک يوم الدين) گفته شده است.زيرا در جهان مالکيت خداوند متعال ظهور کامل دارد که کسي حق کار و حتي سخن گفتن ندارد مگر اينکه به اذن او باشد.

همه اينها فوايدي است که در نماز ، قطع نظر از مساله جماعت وجود دارد و اگر ويژگي جماعت را برآن بيافزاييم که روح نماز همان جماعت است و برکات بيشمار ديگري دارد.

 

نمازهاي مردود

ممکن است عملي صحيح باشد ولي مورد قبول قرار نگيرد، مثل جنس بي مشتري.

در احاديث نماز برخي از افراد را فاقد ارزش و مردود به حساب آورده اند که به چند نمونه اشاره مي شود.

1-    بي تفاوت ها: امام صادق(ع)فرمودند: نمازکساني که نسبت به برهنگان و آوارگان جامعه بي تفاوتند،  قبول نيست.

2-    حرام خواران: پيامبراکرم(ص) فرمودند: نماز حرام خواران ،مثل بناي ساختمان بر ريگ است.

3-  بي تعهدان در خانه: رسول خدا(ص) مي فرمايند: نماز زني که از درآمد شوهر بهره مند       مي شود ولي به مسئوليت الهي خود عمل نمي کند، پذيرفته نيست.

4-  تارکان زکات:  در قرآن در اکثر موارد پرداخت زکات را در کنار برپاداشتن نماز آورده و در احاديث بسياري آمده که نماز آنانکه زکات مال خويش را نمي دهند پذيرفته نمي شود.

5-    افراد لاابالي : نماز کسي که اهل تقوا نيست يا رکوع و سجودش  را در نماز بطور مطلوب انجام نمي دهد، پذيرفته نيست.

6-  حاقن و حاقب: يعني کسيکه بول و غايط خود رانگاه مي دارد و بدينوسيله به خود فشار آورده و دچار ضررهاي جسمي مي شود.

7-  پيشنماز غيرمحجوب: گاهي در مسجدي مردم از يک پيشنماز خوششان نمي آيد ولي او هم حاضر نيست اين مکان را ترک کند ، چنين موردي موجب خلوت شدن مسجد مي شود. در روايات نماز چنين کساني مردود شمرده شده است.

 

نمازهاي معصومين

در اينجا به نمونه اي از نماز اوليا دين اشاره مي کنيم

صداي اذان براي رسول خدا(ص) چنان جاذبه داشت و نشاط مي آورد ،که هنگام اذان به بلال مي فرمود: اي بلال ما را از غم و تلخي و اندوه رهايي بخش. و آن حضرت فرمودند که کسي صداي اذان بشنود و بي تفاوت باشد جفاکرده است.

هنگام نماز رنگ چهره علي (ع) مي پريد و مي لرزيدو مي فرمودند: وقت نماز رسيده ، وقت امانتي که خدا بر آسمانها و زمين و کوهها عرضه کرد، اما آنها از قبول آن دوري کرده و ترسيدند.

به قول حافظ : آسمان بار امانت نتوان کشيد                       قرعه فال به نام من ديوانه زدند.

امام سجاد(ع) همين که در نماز ، به جمله مالک يوم الدين مي رسيد، آنقدر تکرار مي کرد، تا بيننده خيال مي کرد او در آستانه جان دادن است و نيز در سجده غرق در عرق مي شد.

امام باقر(ع) مي فرمايند: پدرم امام سجاد(ع)، در شبانه روز ، هزار رکعت نماز مي خواند.

رسول خدا هر وقت که زمان نماز فرا مي رسيد ، گويا که کسي رانمي شناخت و حال معنوي خاصي پيدا مي کرد و مي فرمود : گرسنه از غذا سير و تشنه از آب سير مي شود ولي من از نماز سير مي شوم.

علي (ع) در جنگ صفين مراقب خورشيد بود و گاهي به آسمان نگاه مي کرد. ابن عباس علت آنرا از وي پرسيدفرمودند: براي اينکه نماز اول وقت ازدستم نرود. گفت حالا،  فرمودند: آري

آداب نماز

 رعايت نکاتي که به آداب نماز مربوط مي شود (هچون مسواک ، نظافت و توجه به خداوند و ...) در کمال اين عبادت موثر است. امام باقر(ع) فرمودند: در نماز ، توجه به خدا داشته باش ، زيرا از نماز ، آن مقدار قبول مي شود که با توجه خوانده شود.

سپس حضرت مي فرمايد در هنگام نماز با سر، دست و صورت خود بازي نکن ، زيرا همه اين کارها ، سبب نقص نماز تو مي شود و در حالت کسالت و سنگيني مشغول نماز مشو ، زيراچنين نمازي ، ازآن منافقان است.

امام صادق(ع) مي فرمايند :گاهي پنجاه سال بر انسان مي گذرد ولي خداوند، حتي يک نماز او را نپذيرفته است .

از پيامبر خدا (ص) نقل شده است: دو رکعت نماز کسي که مسواک کند، ازهفتاد رکعت بدون مسواک بهتر است.

 

نماز وهمراه هايش

در موارد متعددي از آيات قرآن که نماز مطرح شده است ، در کنار آن فرمان ديگري نيز آمده است مانند زکات، انفاق، امر به معروف و نهي از منکر، قرض دادن به خداوند، که بصورت وام به محرومان است. اين جامعيت احکام عبادي را مي رساند که در کنار ارتباط با پروردگار ، مسائل اقتصادي و اجتماعي و رسيدگي به نيازمندان و انجام امر به معروف و نهي از منکر هم مطرح است .

مي توان به اين آيات ، در زمينه هاي فوق مراجعه کرد:

بقره83 ، انفال 3 ، توبه71 ، لقمان 17 و مزمل 20 و بسياري از آيات ديگر

 

نماز پرواز روح

در احاديث از نماز به عنوان معراج مومن ياد شده است، ليکن اين عروج و پرواز نه در فضاي آسمان بلکه در فضاي معنويت و بندگي است و براي رسيدن به قرب پروردگار است .

به نکته هايي که نماز گزار به آن بر مي خورد توجه کنيد:

1-    در عبادت و نماز ، بيشترين سختي و فشار ، غلبه بر هواي نفس و شروع عبادت است.

2-    شروع عبادت وقتي باارزش است که پايان آن سالم و بدون آفت باشد.

3-    معراج روحي نمازگزار محتاج توجه خالص و نفي همه عبوديت هاست (لا لبيک).

4-    در نماز و بار يافتن به محضر خداوند ، قلب سليم لازم است.

5-    در نماز همراه ارتباط با خدا ارتباط با مردم نيز لازم مي باشد. در کنار حق الله ، حق الناس را هم بايد ادا کرد .

6-    مقدمات نماز ،اذان، اقامه و ذکرهاي مستحب نيز مقدمه پرواز ملکوتي است.

7-    در عبادت، شرک و ريا انسان را به دره سقوط مي افکند.

8-    نماز و عبادت طبق دستور است.

9-    انسان در کنار نيايش و عبادت ، گاهي هم استراحت و لذتهاي مباح دارد.

10- انسان الهي هرچه با عظمت خدا آشنا مي شود غير خدا در نظرش کوچکتر مي شود انگار که در اوج ملکوت مي باشد.

11-عبادت اولياالله نيز گرچه نسبت به نماز و بندگي افراد معمولي ، همواره در اوج است

به قول سعدي:     طيران مرغ ديدي ؟ توزپاي بند شهوت                    بدرآي تا ببيني طيران آدميت           

 

گفتار در فلسفه نماز را با حديثي از امام رضا (ع) پايان مي دهيم.

 امام در پاسخ نامه اي که درباره فلسفه نماز پرسيده شده است چنين فرمود: علت تشريع نماز اين است که توجه و اقرار به ربوبيت خداوند است و مبارزه با شرک و بت پرستي و قيام در پيشگاه پروردگار در نهايت تواضع و فروتني و اعتراف به گناهان وتقاضاي بخشش از معاصي گذشته و نهادن پيشاني بر زمين همه روز براي تعظيم پروردگار و نيز هدف اين است که انسان هميشه هوشيار و متذکر باشد ، گرد وغبار فراموش کاري بر دل او نشيند ، مست و مغرور نشود ، خاشع و خاضع باشد، طالب و     علاقه مند افزوني در مواهب دين و دنيا گردد.

علاوه براين که مداومت ذکر خداوند در شب و روز که در پرتو نماز حاصل مي گردد، سبب مي شود که انسان مولا، مدبر و خالق خود را فراموش نکند ، روح سرکشي و طغيان گري بر او غلبه نکند و همين توجه به خداوند و قيام در برابر او انسان را از معاصي باز مي دارد.      

 فلسفه عبادات

 احکام و برنامه هاي عبادي اسلام ، همه حکمت وفلسفه دارد.

اولا بدليل صدها آيه وحديث، که مردم را به تعقل و و تفکر فرا مي خواند و هيچ مکتبي به اندازه اسلام، به انديشيدن دعوت نکرده است.

ثانيا يکي از انتفادهاي شديد قرآن بر مشرکان و بت پرستان، تقليد کورکورانه و بي دليل از نياکان است.

ثالثا خودقرآن ، بارها درکنار بيان احکام و دستورها، بدليل آن هم اشاره کرده است . امامان معصوم نيز در روايات، به بيان اين حکمتها پرداخته و دانشمندان اسلامي ، گاهي به تاليف کتابهايي پيرامون اين موضوع اقدام کرده اند.

بعلاوه با پيشرفت دانش بشري، روز بروز پرده از اسرار احکام الهي و دستورهاي ديني برداشته مي شود و هرچه از عمر اسلام مي گذرد برعظمت و جلوه آن افزوده مي شود.

با توجه به نکات فوق، يادآور مي شود که:

1-    لازم نيست دليل همه احکام را همه مردم در همه زمانها بدانند.

2-  درفلسفه احکام ، تنها نبايد نظر به فوايد و آثار مادي آنها داشت و تنها به بعد اقتصادي و بهداشتي و... توجه کرد و از آثار روحي ، معنوي و آخرتي آن غافل بود.

3-  کسيکه خدا را حکيم و دستورهايش را بر اساس حکمت مي داند ، نبايد بخاطر اينکه امروز دليل حکمي را نمي داند از انجام آن تخلف کند .

4-  درهرجا از قرآن و حديث ، دليل محکمي بر فلسفه حکمي نداريم ، بهتر است ساکت باشيم و با يک سري توجيهات و حدسيات، دليل تراشي نکنيم.

5-    اگر از بعضي از اسرار جهان هستي آگاه شديم ، مغرور نشويم و توقع نداشته باشيم که دليل همه چيز را بدانيم.

6-  از مدارعادي خارج نشويم و به دامن وسوسه ها نيافتيم ، در مسائل ديني هم که به قانون خدا گردن مي نهند، بايد بپذيرند و و عمل کنند. چرا که خداوند ، هم مهربان تر است و هم دانا و حکيم تر، هم آينده را مي داند و هم آثار ظاهر و باطني.

7-  اگر گوشه اي از اسرار حکم خدا را شناختيم ، نبايد گمان کنيم که بر همه اسرار واقف گشتيم.  آنکه فلسفه حکمي را را بفهمد ، نمي تواند خيال کند آنچه فهميده ، تمام است و ديگز چيزي جز آن نيست. مگر با عقل و فکر محدود انساني ، مي توان به عمق احکامي که از علم بي انتهاي خدا سرچشمه گرفته ، پي برد؟

8-  همان عقلي که ما را به فهميدن فلسفه احکام دعوت مي کند، همان مي گويد: اگر جايي ندانستي ، از آگاهان بپرس ، اين همان تعبد در برابراولياي دين است.

 

اما قرآن:

درباره نماز مي گويد: نماز، انسان را از فحشا و منکرباز مي دارد.

در جاي ديگر مي گويد:نماز را براي ياد و توجه به من بپا داريد.    

درجاي ديگر مي گويد: با يادخدا دلها آرام مي گيرد.

درباره روزه مي گويد: روزه بر شما واجب شد ، تا آنکه اهل تقوا شويد. چون بيشتر گناهان از فوران غريزه غضب و شهوت است.

درباره حج مي گويد: به زيارت حج بروند، تا منافعي فراوان بدست آورند .

درباره زکات مي فرمايد: از مردم و اموالشان زکات بگير ، تا آنان را (از روح بخل و دنيا پرستي) پاک کني.

درباره قمار و شراب مي گويد: شيطان توسط آنها ميان شما دشمني و کينه برقرار مي کند و شما را از ياد خدا دور مي سازد.

و قصاص را مايه حيات اجتماع مي داند چرا که در جامعه،  اگر جنايتکار به کيفر نرسد آن جامعه مرده و جنايت پرور مي شود و  ايمني از بين مي رود.

اينها نمونه اي از آيات الهي قرآن بود که به آثار و حکمتهاي الهي احکام الهي اشاره داشته است.

 

اما حديث:

ازميان انبوه احاديث اين موضوع،  تنها يه چند جمله از يکي از سخنان اميرالمومنين(ع) در نهج البلاغه اشاره مي کنيم:

خداوند، ايمان را براي پاکسازي از شرک ، واجب ساخت و نماز را براي پاک ساختن از تکبر و زکات را بعنوان سبب سازي براي رزق و روزي و ...

 

اما فطرت:

فطرت انسان نير به فلسفه برخي از احکام واقف و معترف است.هر انسان در هر شرايطي و زماني ، بدي و حرام بودن دروغ ، خيانت، تهمت ، آدم کشي، دزدي ، ستم، کم فروشي و ... را قبول دارد. و خوبي، عدالت ، پاکي ، خدمت به ديگران و ... را خوب و بجا مي داند. اينها از فطريات انسانها و فطرت ، برخي از از بدي ها و خوبي ها را درک مي کند  و اين ، الهام الهي است که فرموده: (فالهمها فجورها و تقواها).

 

اما علم:         

نبايد غافل بود که پيشرفت علوم در رشته هاي مختلف، خدماتي به تبيين فلسفه احکام کرده و پرده هاي بسياري را کنار زده است.

مثلا وجود کرم کدو و تريشين در گوشت خوک يا زيانهاي مواد الکلي براي کبد و بدن انسان بر کسي پوشيده نيست . اين گوشه اي از فلسفه تحريم گوشت خوک يا شراب را نشان مي دهد. اسلام ادرار در حال ايستادن را نهي کرده وعلم نشان داده که ايستادن بول کردن باعث مي شود تمام بول به راحتي خارج نشود. يا آنچه درباره غسل است ، براي زدودن آثارفعاليت اعصاب سمپاتيک و فشارخون در حال جنابت مي باشد و نيز توجه به خدا براي زدودن حال غفلت از خدواند است.  اگر اسلام از خلال کردن با چوب درخت انار نهي کرده است ، براي آن است که لثه ها در مقابل آن حساسيت خاصي دارد . به همين صورت ، دستورهاي اسلام درمورد واجبات و محرمات و حتي مستحبات و مکروهات ، در زمينه هاي رفتاري و خوراکي ، پوشاکي ، وسائل  ومسائل زندگي ، همه و همه حکمتهاي بلند و دقيقي دارد که درباره آنها کتابهاي زيادي هم توسط دانشمندان بزرگ نوشته شده است.

 

تسليم بزرگترين فلسفه:

بدون شک ، دستورهاي خدا و احکام شرح داراي فلسفه و دليل است ولي لازم نيست در تمام احکام و فرمانهاي الهي ، در پي يافتن دليل اقتصادي ، بهداشتي و علمي آن باشيم. مسلمان بايد در برابر پيام وحي ، تسليم باشد و اين روحيه تسليم و پذيرش ، کمال آدمي است و برخي از دستورات براي آزمودن روح تسليم و بندگي است.

فرمان خداون به ابراهيم، براي قرباني کردن فرزندش اسماعيل نمونه اي از آن مي باشد.

در دستورهاي عبادي و احکام الهي هم ، گاهي هدف، تسليم و پذيرش دستور و تمرين براي جلب رضايت معبود و اطاعت محض ازآفرديگار مي باشد. هدف عبادت ، پرورش روح انسان است ، آنگونه که حرکات ورزشي براي تربيت جسم مي باشد.  

امام سجاد(ع) و امام علي (ع) مي گويند: خدايا افتخارم همين بس که بنده توهستم.

در مناجات شعبانيه مي خوانيم: خدايا اگر مرا در دوزخ ، به دوزخيان اعلام خواهم کرد که من تو را دوست دارم! ...

((علي عليه السلام اعلام مي دارد که خدايا ، عبادت من نه ازروي طمع به بهشت يا ترس ازدوزخ است ، بلکه تو را شايسته عبادت يافته ام و مي پرستم.)) اوليا خدا از عبادات او لذت مي برند و گناهکاران از شيريني عبادت عبادت و ياد خدا محروم اند.

گاهي کسي علاقه به خدمتگزاري به شخصي را دارد. بدون آنکه چشمداشت مالي و هدف اقتصادي داشته باشد. خود خدمت به آن شخصيت والا برايش هدف و ارزشمند است و نه حتي کسب دانش يا کسب وجهه و رسيدن به موقعيت اجتماعي.

 

بهانه يا تحقيق

با توجه به آنچه گذشت، معلوم مي شود که کساني هستند که روحيه تعبد و تسليم ندارند و در پي   بهانه اند تا شانه از بار تکليف و دينداري خالي کنند . از اين رو مساله تحقيق را عنوان مي کنند  و براي هر دستور ديني دنبال فلسفه و دليل مي گردندو خيلي هم خود را روشنفکر جا مي زنند. قرآن کريم نسبت به برخي از اينگونه افراد درباره اعتقاد به قيامت مي فرمايد:

(گروهي مي خواهند راه گناه را در پيش بگيرند، مي پرسند : روز قيامت کي است؟)

آنان مثل کودکان بهانه گيري هستند که هر لحظه بهانه مي گيرند و آن که انجام شد، بهانه اي ديگر   مي گيرند. قرآن درباره چنين کسان مي گويد:

(اگر نشانه اي از قدرت خدا و معجزات انبيا مشاهده کنند، اعراض کرده ، مي گويند: اين همان سحر و جادوي معمولي و هميشگي است.)

 

 منابع:

فلسفه اسرار حکم ، نوسنده محمدوحيدي

پرتوي ازاسرار نماز، محسن قرائتي

+ نوشته شده توسط ربابه عابدی در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 و ساعت 14:6 |